فاطیما گلمفاطیما گلم، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

فاطیما دردونه مامان و بابا

اسباب کشی

عزیز دل مامان هفته پیش یکشنبه (٠٣/١٠/٩١) به خونه جدیدمون اسباب کشی کردیم برای اینکه اذیت نشی چند روزی رو خونه مامان پری بودی اما بابایی مدام زنگ می زد و حالت رو می پرسید تو هم اشتیاق داشتی که بیایی و اتاق خوشگلت رو ببینی برای اینکه خوشحالت کنم سعی کردم به بهترین شکل اتاقت رو درست کنم وقتی اومدیم دنبالت و اوردیمت خونه از دیدن اتاقت خیلی خوشحال شدی و کلی ذوق کردی  چند روزی  هم مهد نرفته بودی و شنبه که رفتی مهد همه بچه ها بهت گفته بودن که دلشون برات تنگ شده بود انقدر که شیرینی همه دلشون برات تنگ می شه نازنینم دوست دارم. تموم تلاشم رو می کنم که خوشحالت کنم دوست دارم همیشه شاد باشی . ...
20 دی 1391

فاطیما گلم عاشق ژله است

عزیز دل مامانی دیروز که اومدم مهد دنبالت تا منو دیدی گریه کردی بهم گفتی مامان من می خوام عمه بیاد دنبالم خیلی دلم شکست اما خوب میدونم این حس قشنگت بدون هیچ منظوری بوده و فقط بخاطر این بود که بتونی با ملیکا بازی کنی با این که خاله فرزانه و خاله اعظم بهم گفتن به حرفت گوش نکنم و ببرمت خونه اما دلم نیومد و نشستم تو پله ها تا عمه بیاد و تو بتونی با ملیکا بازی کنی بعد از اینکه از بابایی اجازه گرفتم که بتونی بری خونه عمه با ملیکا و عمه رفتی خونشون و تا ساعت نه شب اونجا بودی وقتی تنها رفتم خونه خیلی دلم گرفت اما خوشحال بودم که تو تونستی با ملیکا بازی کنی خوشگل مامان خیلی خوشحالم چون شنبه تعطیله (شهادت امام رضا (ع)) و می تونیم سه روز پیش هم...
20 دی 1391
1